Student projects
Projects
Architectural Imagination
Painting
Poems
Articles
Weblog
Sketch
 

دیر زمانی است که عرصه صنعت ساختمان در کشور در فراز و نشیب های بسیاری قرار گرفته است که در این میان بعضا مهندسان مشاور (معماری) که دارای وظیفه ایی تعریف شده می باشند منزلت و وجدان خویش را به دست فراموشی سپرده اند و همگام با گذار از بحران هویت در معماری ایران، تلاشی بی وقفه دارند در ترویج بی هویت کردن فضاهای شهری کشور، که نشان از عدم آگاهی و تحلیل آنها از مباحث معماری روز و همراه شدن آنها با موج سرمایه داری بی هنر امروز است....

در این بین ، کمرنگ بودن فضای نقد معماری و عدم گفتمان در باب پدیدارشناسی یک اثر باعث شده است که نسل جدیدی از ساختمان های بی سبک و مبتنی بر نوبودگی افراطی بدون توجه به معماری زمینه گرا ساخته شود که منجر به زشت نما شدن شهر های ایران می گردد .

اما در آن سو در دنیا رسانه ها ، جنبش پر نشاطی در دنیای مجازی در حال اتفاق است و آن ظهور عرصه وبلاگ نویسی معماری و شهرسازی است که مکانی است با تکثر و وحدت که گفتمان و نقد آثار معماری یکی از وظایف نوشته نشده اما تعهد شده این وبلاگ ها می باشد و در نهایت تلاش آنها در فرم های گوناگون برای آسیب شناسی معماری ایران زمین و شاید ارائه راهکارهایی به سهم خود برای برون رفت از این چالش است . نگارنده به استناد این نوشته آ.پور اسماعیل در وبلاگ فضای رویداد که برآن باور و عزمی جدی دارم که : (( اکنون می¬بایست خلاقیت در عرصه نوینی شکوفا گردد تا موج جدیدی را در زمینه وبلاگ نویسی معماری شاهد باشیم. گویا اکنون زمان تولید محتوای هدفمند است و تنوع می¬بایست در نگاه کلی به یک ساختار (مجموعه چندین وبلاگ) پدید آید و نه در تک تک عناصر تشکیل دهنده آن. البته تولید محتوای هدفمند می¬تواند تعابیر گوناگونی داشته باشد... وبلاگ¬ها می¬توانند با ایجاد تشکل¬های موازی به فعالیت در زمینه¬های خاصی بپردازند تا بخشی از نیاز ویژه به اطلاعاتی را که مابه ازای آن در سایر رسانه¬ها کمتر می¬باشد برآورده سازند ... )) و در راستای تشکل های موازی مذکور ، ابتکار طراحی یک جایزه ( به مانند تمشک طلایی بدترین فیلم در عرصه سینما ) توسط وبلاگ نویسان با سابقه در حوزه نقد معماری و شهرسازی را پیشنهاد می دهم با عنوان :

زرشک برنزین معماری های معاصر ایران

این جایزه که توسط وبلاگ نویسان منتقد که در فضایی مجازی گرد هم می آیند تهیه می شود و بدترین طراحی های معماری دهه اخیر در بناهای عمومی از نگاه معماری و شهرسازی معرفی می کنند که شاید تلاشی باشد برای تشویق معماران به مطالعه،توجه و تامل بیشتر در طراحی بناها و احترام به فضاهای شهری خویش و تلاش برای مطلوب ساختن چهره شهر که در نهایت گامی است برای خروج از بحران هویت . اما پروسه ایجاد اینچنین ابتکاری از نگاه نگارنده در زمره آیتم های زیر است که توسط مدیران وبلاگی که اعلام همکاری خواهند کرد انجام می شود :
ادامه






ای سقراط پاک! چرا همواره این جوان را گرامی می داری؟
آیا ارجمندتر از این کار نمی شناسی؟
چرا چنان که به خدایان می نگری،
چشمانت عاشقانه به او می نگرد؟
[بند دوم پاسخ این پرسش را می دهد]
آن که به ژرف ترین امور اندیشیده، به پر شور ترین عشق می ورزد.
آن که در جهان نگریسته، جوانان والامقام را در می یابد.
و فرزانگان، اغلب سرانجام به زیبایی می گرایند.
شعری از هولدرلین «گفتگوی سقراط و آلکیبیادس»

« آن که به ژرف ترین اندیشیده، به پر شور ترین عشق می ورزد»

ژرف ترین نگاه ها و عمیق ترین اندیشه ها، رهگذری باریک و زیبا که تا سر حد وجود و فهم هستی امتداد می یابد. می فهمی که زنده ای و زندگی می کنی و لذت می بری و این مهم ترین نشانه زیستن توست. عمیق تر می شوی و می خواهی که بیشتر بدانی. قبل از آنکه بخوانی و تصمیم بگیری و قبل از همه خوانش ها و خواهش ها، کنارت ایستاده است و تو را دعوت می کند بهتر بنگری و تداوم آن امتداد شور انگیز را حس کنی. ایستاده ای و بیشتر می فهمی و عاشق تر می شوی. نهایت دانستن و بودن و چراهای زیستن، در آن نگاه عاشقانه و ژرف به سراغت می آیند و از تو می گذرند.
رها می شوی از همه دانسته ها و نادانی های بشر، می گذری از تاریخ و از هر سرانجام ناگزیری که در انتظار آدمی است و می آموزی که ژرفترین نگاه ها، در عاشقانه ترین لحظات اتفاق می افتند آنگاه که خالی تر از همیشه و به نیت اندیشه صرف، همچون عاشقی بی پای و بست بیندیشی و اجازه دهی که تو را با خود ببرد.
رهگذر باریک تا از حسادت و چشم تنگی بدخواهان در امان باشد و تنها نکته سنجان و ریز بینان عاشق به زیباییش پی ببرند. باغبانی آنجاست، منتظر،با گلابی در دست و آیینه ای در چشم و هزاران نهال سبز تا به دست گیری و به خاک بسپاری، تا سر بر کنند و آسمان را نزدیک تر و آبی تر ...
و تو باغبان عاشقی هستی که با ژرف ترین نگاه ها - نه لزوما فلسفی ترین یا عارفانه ترین – بدون اینکه بخواهی و آموخته باشی، نهال های فکر و اندیشه به پر شورترین جوانه ها می آلایی. جهان را انتظار نگاهی تازه و جهان بینی نوینی است که تنها از رهگذر همین اندیشه ها جوان و جوانان پر شور می توان پاسخ داد. می توان پاک بود و اندیشه را حرمت نهاد و عمیق ترین اندیشه ها را از لابلای کتب و مقاله و سخنان و نصیحت های تکراری به زیبایی جهان و هستی و خدا باز گرداند. می توان باور کرد که در همان نگاه و همان نهال های کوتاه، سبزی آینده را می توان تصور کرد. می توان باور کرد و یقین داشت که هر تلاش و تکاملی در سایه همان نهال های به بار نشسته امکان پذیر است.
ادامه






ALI-KHIABANIAN-BAKU.jpg
ادامه






khiabanian%20SERVAT%20GALLERY.jpg






Pino was born in Bari on November 8, 1939, he began his studies at the city’s Art Institute. In 1960 he entered Milan’s Academy of Brera where he perfected his talent and skill for painting nudes. In the two years he studied at the Academy, he came under the influence of the Pre-Raphaelites and Macchiaioli. Pino also experimented with Expressionism of the late sixties during his stay in Milan. From 1960 to 1979 his work appeared in several major exhibitions throughout Italy and Europe. At the same time, he was commissioned by Italy’s two largest publishers. Mondadori and Rizzoli, for book illustrations. However, Pino felt restricted in Milan. He wanted more artistic freedom which he believed existed in the United States...http://www.pinoart.com/index.htm


precious-momentsTH.jpg

HarmonySuite3.jpg

Close-to-my-heart1.jpg

Leila_M







هنر مفهومی به انديشه‌ها و معنا‌ها می‌پردازد نه به شكل‌ها و مواد.
مجموعه ای از مفاهیم و اندیشه هایی نو، در قالبی نا آرام و جستجوگر، تلاش می کردند به بیانی مناسب در عرصه قرن 20 ام دست یابند. اتفاقات سیاسی و اجتماعی در عرصه های جهانی از یکسو و پیدایش افق های فکری و فلسفی، تعاریفی جدید از انسان و ذهنیت او ارایه می کردند. ارزش هایی متفاوت تر از آنچه که قبلا میزانی برای سنجش و ارزیابی مطرح بود مورد بحث قرار گرفت. نقدی که حتی می توانست کل تاریخ را زیر سوال برده و جایگزینی برای آنها انتخاب نماید؛ هنرمند با دیدی شک آلود به مفاهیم عینی، توانایی های ذهنی موجود در انسان را برای دست یابی به افق های تازه تر به کار گرفت.
زمینه های فرهنگی شکل یافته درجوامع مختلف اروپایی، هر کدام ایده ها و افکار متنوعی را در در نوع برخورد خویش با هنر نو معرفی می کردند. خلاقیت و نوآوری درعرصه های مختلف، با نگاهی جستجوگر به دنیای اطراف دغدغه اصلی هنرمند قرار گرفت. این موضوع تا آنجا پیش رفته است که فرا یند آفرینش هنری در گستره ای از تهاجم ذهنیت برعنیت و برعکس، به عنوان تغییر شکل و از هیبت انداختن تصاویر متعارف و کلاسیک هم اکنون نیز در عرصه هنرمورد بحث قرار می گیرد، بحث «محتوا» و «بیان» است. گسترش همین موضوع و نحوه فعالیت سبک های هنری، در راستای همین موضوع، زمینه های فکری و نوع رویکرد هنرمدرن و پست مدرن را تا حد زیادی تحت تاثیر خود قرار داد. به خصوص دراواخر قرن که نمی توان تفکیکی بین این محتوی و نوع بیانی که به کار رفته است انجام داد؛ همین نگرش نوعی آزادی دراستفاده از وسایل و روشهای مختلف در توسعه و ایجاد فضایی جدید، در رویارویی با موضوع هنر ایجاد کرد و روح خلاقانه هنرمند در فضا و کالبدی جدید شروع به فعالیت نمود.

ادامه

http://report.aruna.ir/archives/2008/Jul/30/1802.php






neda-darayi.jpg






Istanbul-mosque-2.jpg
Istanbul-mosque.jpg
Istanbul-mosque%20leila.jpg
The Sultan Ahmet Mosque was built under the instruction of Sultan 1. Ahmet. The Architect of the mosque was Sedefkar Mehmet Aga. He begun to build the Mosque in 1609, and finished it in 1614. Inside the mosque, blue tznik mosaics were used. This is why it is called the Blue Mosque. Until today, many restoration works were done. Especially in 1888-1895, restoration works were very impotant. After this restoration, the most important restoration was in 1988 - 1990. In this paper the last restoration work will be explained. The restoration works may be grouped under seven headings: 1- Work on main dome, 2- Restoration of the stained - glass windows, 3- Restoration of the wooden shutters, 4- Repair of the floors, 5- Disassembling the scaffolding and cleaning, 6- Repair of outer stone wall, 7- The dome's lead plating and care of the cupola