Student projects
Projects
Architectural Imagination
Painting
Poems
Articles
Weblog
Sketch
 


به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی ،

اگر کتاب نخوانی ،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را درخودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روز مرگی را تغییر ندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگربا افراد نا شنا س صحبت نکنی.

.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور وحرارت،

از احساسات سرکش،

واز چیزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می کنند،

دوری کنی. ..،

.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگرهنگامی که با شغلت،یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

اگربرای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویا ها نروی،

اگر به حوادث اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگی ات

ورای مصلحت اندیشی بروی. . .

.

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !

.
پابلو نرودا - ترجمه احمد شاملو


و خوشحالم که هر روز زیباتر و عاشق تر در این دنیا زندگی می کنم. شکر و هزاران شکر.






seraj-university.jpg

nasim-barshan.jpg

ادامه






ATRA-AZIMI.jpg

eilya-tahamtani.jpg

درخت می شکند
اما هرگز به سجده تسلیم
خم نمی شود!






sivash-nouri.jpg






aaaa.jpg






ball.jpg
مثل یک توپ واقعی بنظر می رسه ولی راحتترین توپیه که تا حالا دیدین. یک صندلی چرمی و نرم.

uzayli.jpg


یک صندلی غریب و شبیه یک موجود فضایی، به عنوان یک صندلی اداری استفاده شده و دارای گوینده ها و دستگاه پیغام درداخل است
Designer: Onur Müştak Çobanlı






ripple_3.jpg ripple_2.jpg







وقتی که در شهری بزرگم، یاسی عظیم در برم می گیرد
امیدی نیست، مرگ انتظار می کشد و دلواپسی چه بیهوده
می بینم مردمی که از گوشت من اند،
و من از گوشت آنها
نشان دارند از آهنی قلاب شده بر چهره شان.
بر چهره حاکی از ترس، بر سیمای زبون شان
روحم چه مویه می کند، می دانم، نمی توانم
قلاب از چهره شان برگیرم، همان قلابی که غرق اند در آن
و نخواهم توانست قطع کنم آن سیم های نامرئی پولادین که می کشد آن ها را
به پیش و عقب، به کار روزانه – به پیش و عقب به کار روزانه
و بازپس می آورد آنها را،
چون ماهیانی ترسناک و نیمه مرده به قلاب و بازیچه
که در کرانه ای نادیدنی صیادی خبیث
به بازی گرفته و به خشکی نمی آورد آنها را، ماهیان قلاب شده
در کارخانه دنیا.

دی. اچ.لارنس 1885-1930
ماهنامه ادبی هنری گلستانه






سردرگمی زندگی در فضای مجازی
ویدع الانسان بالشر دعاه بالخیر و کان الانسان عجولا"(اسرا 11)
انسان با شوقی که خیر و منفعت خود را می جوید چه بسا به نادانی شر و زیان خود را می طلبد و انسان همواره عجول است.


انسان معاصر = انسان شتابزده، مضطرب، عجول، خسته و افسرده و همیشه ناراضی. نمود چنین صفاتی را در دوره های مختلف تاریخی به کرات می توان دید، اما تجمع و یکدلی همه ایشان در انسان امروز پدیده جدیدی است، به خصوص شتاب و اضطرابی که امروزه مردمان شهرهای بزرگ را دچار خود کرده است. با هر شغل و مقامی که باشید به طور خودآگاه و ناخودآگاه از قوانین جامعه تبعیت می کنید و چه بسا به دلیل عدم توانایی و مقابله با مسائل آنها را توجیه نیز می کنید.
در مقایسه ای کلی و دور از موارد استثنایی که در هر گزینشی می توان مشاهده کرد، انسان امروز از بسیاری از جهات پیشرفته تر از انسان گذشته است و کشفیات واختراعات بسیاری را در طول 3 قرن گذشته انجام داده و می دهد. اما برای چه هدفی و به چه قیمتی؟ سوالی که سال هاست مرا به خود مشغول کرده است که با پیشرفت هر لحظه ای علم و تکنولوژی، چرا کیفیت زندگی انسان رضایت بخش نیست و هر با اینهمه قربانیانی که از طبیعت و درخت و پرندگان، پیشکش خدای علم و تکنولوژی می کنیم باز نتیجه ای حاصل نمی شود و تلاش های او و شتابزدگی دانشمندان در اختراع و اکتشاف راهی به جایی نمی برند!
فضای مجازی، یکی از دستاوردهای جدید انسان معاصر است که نوید زیستنی بهتر و نیکوتر را وعده می دهد. افسار گسیختگی نوینی در قالب هزاران فرمول و رایانه و تفکر و اندیشه هایی که هر کدام صدها انسان را به خود مشغول داشته اند.


انسان ها در تنگنایی از گمنامی واقعیت و ناآشنایی با دنیای مجازی که هر لحظه بر سیطره خویش می افزاید و اندیشه و تخیل را از حرکت باز می دارد؛ رویکردی تک بعدی، در قالبی سخت و فشرده حق انتخاب و تصمیم گیری را از شخص می گیرد و انسان، تنها بازیچه ای است در دست ابرقدرتان تکنولوژی و اقتصاد که با ترفندی جدید، همچنان به استثمار خود ادامه می دهند و کسی نیست که سوالی کند و بیندیشد که به کجا می رویم.
زنجیر هایی که به نام ترقی و پیشرفت و با بهره جویی از زیاده خواهی انسان ها بر گردنشان آویخته می شود و مسیری از پیش تعیین شده را طی می کنند. تکنولوزی علارغم دستاوردها و نتایج بسیار شگفت انگیز و مهمی که در چند قرن اخیر بدست آورده است، نباید فراموش کرد که در این راستا بسیاری از امیال و آرزوهای انسانی فراموش شده و حتی دربیشتر مواقع سرکوب شده اند تا سواران علم و فن بر تصا حب عرصه های جدید تر نایل آیند. حال سوالی که مطرح می شود این است که نقش انسان ها در این برهه زمانی که در چهارچوبی تنگ و خالی از هرگونه احساس و شاعرانگی، چه می تواند باشد.
چهره هایی که در پشت عینک های دیجیتالی خود را مخفی می کنند و خلاهای ذهنی و عاطفی خویش را در دنیایی مجازی جستجو می کنند، کودکانی که نه در حیاط پشتی خانه و نه در جمعی متشکل از هم سن و سالان خویش، بلکه به دورازهمه اینها با دوستانی مجازی و درآن سوی رایانه های خویش مشغولند و غافل از طبیعتی که از آن خلق شده اند.
تنها دستمایه بودن ما، زنده ماندن همین آب و خاکی است که به دور از هرگونه ادعا به نیازهای ما پاسخ می دهد.

ادامه






رویایی دیگر






hamed-rasouli.jpg

حامد رسولی - دانشجوی طرح 2